X
تبلیغات
رایتل

ABGINEH PHOTOGRAPHIC RESEARCH & STUDIES INSTITUTE موسسه تحقیقات و مطالعات عکاسی آبگینه

هاکنی در شب/ دیوید جیمز


  محله هاکنی در شب

هاکنی در شب/ دیوید جیمز

منبع: British Journal of Photography
محله هاکنی لندن در شب - ترجمه اختصاصی آکادمی عکاسی هنر های معاصر از بریتیش ژورنال عکاسی
تمام تصاویر از: دیوید جرج (David George)

دیوید جرج در کتاب تازه اش با عنوان هاکنی در طول شب  کتاب راهنمایی برای گردش در یک شهر رؤیایی منتشر کرده است
هاکنی در طول شبِ دیوید جرج حاوی تصاویری از مناظر شهریِ بی زمان، متروک و وهم آور است، از لاشه-های عظیم صنعتی گرفته تا کانال هایی که به آرامی در جریان اند و پارک های سرسبز؛ مناظری که حتی برای ساکنان قدیمیِ آن ناحیه نیز ناآشنا هستند. عکس های او با داستان کوتاهی از کارِن فالکونِر (Karen Falconer) همراه شده اند: قطعاتی رمزگون از متن که میزان متعادلی از زمینه و رمزوراز را به تصاویر می افزایند.
من دیوید را در یک شب بارانیِ زمستان و در قلب تپنده ی هاکنی ملاقات کردم با این امید که ذهنیتی را که در پسِ این مجموعه ی رمزگون نهفته رمزگشایی کنم.
او در جواب می گوید: «سگ ها».
«من چند سگ دارم که معنایش این است که زیاد این طرف و آن طرف می روم. در این گردش ها پی بردم که هاکنی در طی شب، دنیای دیگری است. هدف من آن بود که خواننده  را به یک گردش ملایمِ شبانه ببرم تا احساس کند ذره ای از یک رؤیا را تجربه کرده است.»
این تصاویر، نواحی شهری را مانند مناظر روستایی نشان می دهند، تمثالی از یک «ترانه ی شبانیِ مأیوس»، مناظری که تنها در نتیجه ی فرایند صنعتی شدن به وجود آمده اند. آن چه قبلاً در آن ناحیه بوده از بین رفته، اما آن چه جایگزینِ قبلی شده نیز زیبایی خاصِ خود را دارد.
جرج می گوید: «می خواستم بر این موضوع تأکید کنم که چه میزان بالایی از آب در هاکنی وجود دارد. خود واژه ی هاکنی یعنی جزیره ای در مرداب –هاکنی در اصل چنین جایی بوده است. آدم ها معمولاً متوجه میزان رطوبت بالای این ناحیه نمی شوند؛ این جا به هر طرف که بروید با کانال ها، دریاچه ها و جویبارها مواجه می-شوید.»
او می گوید: «اما ما در نقطه ی حساس  قرار داریم. بسیاری از مکان های به تصویردرآمده در این کتاب در آستانه ی تبدیل شدن به چیز دیگری هستند. اما داستانِ شهر همین است –همه چیز تغییر می کند. من سوگ وارِ این روند نیستم بلکه آن را ثبت می کنم.»
وجه شاخصِ این عکس ها رنگ مایه های رادیواکتیوشان از زرد و سبز است که به شکلی متمایز به این تصاویر خصلتی کسل و بیمارگون بخشیده است. چگونه به این کیفیت رسیده است؟
او می گوید: «این رنگ پریدگی ناشی از چراغ های سدیم خیابانی است. اگر با آسمانی دست نخورده کار کنید، همه ی این رنگ مایه ی کهربایی را به پایین بازمی تاباند، در حالی که زیر یک آسمان صاف رنگ مایه های آبی و سبز خواهید داشت. اگر کار با ابرهای پراکنده انجام شود، شما پیکره هایی دوست داشتنی از ابرها را خواهید داشت که تکه های کوچکی از آبی از پشت آن ها بیرون زده اند. این رنگ پوششِ ابر است که نحوه ی رنگ-پریدگیِ تصویر نهایی را تعیین می کند.»

 محله هاکنی لندن در شب - ترجمه اختصاصی آکادمی عکاسی هنر های معاصر از بریتیش ژورنال عکاسی
جرج در ادامه می گوید: «میزان نورِ بسیار کم به این معناست که شما هرگز نمی دانید در نهایت به چه کیفیتی خواهید رسید، و اغلب پیش آمده که من از نتیجه ی حاصل از این نوردهی های طولانی شگفت زده شده ام. گاهی نیز ممکن است هنگام نوردهی طولانی، پیش زمینه ی تصویر را با یک چراغ قوه رنگ آمیزی کنم. اما جدای از این حالت و جدا از میزان اندکی کاهش نویز که بر عکس ها اعمال می کنم، این عکس ها تصاویری کاملاً صادقانه هستند –درست از پشت دوربین به دست آمده اند.»
با آن که هاکنی ناحیه ای پرجمعیت بوده و بخشی از یک کلان شهر است، وجه  مشترک همه ی این تصاویر غیاب زندگی انسانی است.
جرج می گوید: «آدم ها را داخل تصاویر نمی گنجانم چون در آن صورت آن ها به موضوع تصویر تبدیل می-شوند. شما با تصاویرِ منظره نیز همچنان می توانید به همان اندازه درباره ی دنیا، جامعه و سیاست سخن بگویید. از طرف دیگر در یک عکس فقط با توجه  به لباسی که افراد پوشیده اند می توان تاریخِ گرفته شدن عکس ها را با خطایی حدود پنج سال مشخص کرد. بنا به همین دلیل خودروها را نیز در تصاویر نمی گذارم. مایل نیستم به آدم ها بگویم به چه چیزی فکر کنند –آن ها خودشان باید ذهنیت شان را شکل بدهند. من می خواهم خواننده خودش ارتباط بین متن و تصویر را به شکلی شخصی برقرار کند. این یک کتاب پردادوفریاد نیست: ما همگی آدم های بالغی هستیم، پس خودتان داستان های خود را بسازید، این لذت بیشتری خواهد داشت.»

نمایان کردنِ این بخش مغفول مانده از ناحیه ی هاکنی همراه با کالبدشکافیِ زمان، مکان، معماری و اتمسفر در تصاویر یادآور آثار نویسندگان بزرگِ معاصری است که داستان های شان در لندن می گذرد، به خصوص پیتر اَکروید (Peter Ackroyd) و ایان سینکلِر (Iain Sinclair).
جرج درباره ی منابع الهامش می گوید: «من هم اَکروید و سینکلِر را دوست دارم. اما در حال حاضر دارم کتابی از مَتیو بیومان (Matthew Beaumont) را می خوانم با عنوان شب گردی: تاریخ شبانه ی لندن . آیا می دانستید تا دهه ی 1840 اگر در طول شب حوالی لندن پیاده روی می کردید دستگیر می شدید؟ البته مگر آن که آدم ثروتمندی بودید.»
با نزدیک شدن به صفحات پایانیِ هاکنی در طول شب تقریباً می توانید خورشید را که بازیگوشانه در افق نمایان می شود حس کنید و نواهای دوردست همسرایانِ صبح را بشنوید. این صفحات شما را ترغیب می کنند که در پی آماده کردن چای یا قهوه ای باشید و دریابید که چگونه مناطق اطراف خانه تان در این ساعات مسحورکننده خود را دگرگون می سازند.
جرج می گوید: «اگر این تصاویر را موسیقی تصور کنیم، آن ها بلوز (blues) هستند. نوعی دوامِ حافظه و عملکرد در این مکان ها وجود دارد، ضمن آن که آن ها درست بر قله ی استحاله و دگرگونی ایستاده اند. باید قبل از آن که ناپدید شوند آن ها را ثبت می کردم.»

محله هاکنی لندن در شب - ترجمه اختصاصی آکادمی عکاسی هنر های معاصر از بریتیش ژورنال عکاسی



محله هاکنی لندن در شب - ترجمه اختصاصی آکادمی عکاسی هنر های معاصر از بریتیش ژورنال عکاسی



محله هاکنی لندن در شب - ترجمه اختصاصی آکادمی عکاسی هنر های معاصر از بریتیش ژورنال عکاسی

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)